| بانك توسعه اسلامي اطلاعات |
 |
| ● گزارش عناوين و نمودار مباحث پژوهشي مرحوم علامه سيد منيرالدين حسيني الهاشمي «قدس سره» |
| به لطف الهي و عنايت حضرت ولي عصر «عجل الله تعالي فرجه الشريف»، متفكر عاليقدر مرحوم علامه سيد منيرالدين حسيني الهاشمي«قدس سره» تفكري نوين و غيرمقتبس را پايه گذاري نموده اند. «فلسفه و مدل اسلاميِ مهندسيِ اجتماعي در مقياس جهاني» اساس تفكر ايشان مي باشد. آن مرحوم با تأسيس دفتر فرهنگستان علوم اسلامي علاوه بر نفي تفكر مادي و روشنفكري سكولار، انديشه ناب ضرورت «تحقق تمدن اسلامي از طريق اسلامي شدن مهندسي اجتماعي» را در عرصه روشنفكري ديني مطرح نموده و در مدت 20 سال تلاش علمي بي وقفه، اين انديشه را به يك تفكر و نظريه بي بديل در قرن معاصر تبديل نمودند. تأسيس «فلسفه كاربردي» و «منطق نسبيّت اسلامي» و توليد زيرساختهاي جديد «علم اصول فقه احكام حكومتي»، «متدلوژي علوم تجربي بر اساس دين» و «مدل سازي اسلامي براي تصميم سازي و تصميم گيري و اجراي بهينه در مديريت نظام اسلامي» و بالاخره تحليل و بررسي هاي بنيادي، راهبردي و راهگشا در «موضوعات سياسي، فرهنگي و اقصادي» از جمله تلاش هاي قابل تحسين ايشان مي باشد. ادامه... |
|
| ● آشنايي با مهندسي مفاهيم (روشهاي طبقهبندي اطلاعات) |
| شماي كلي مهندسي مفاهيم و اطلاعات در قالب «كثرت مفاهيم, نسبت مفاهيم و وحدت تركيبي مفاهيم» ارائه ميگردد.
هر نظام مهندسي مفاهيم بايد تناسبات «كثرت, نسبت و وحدت» مفاهيم را رصد نمايد. چرا كه بين مفهوم و محكي و آثار اجتماعي آن ارتباط وجود دارد. هر دستگاه فكري كه قدرت تبيين اين سه بُعد را داشته باشد, به نسبت موفقتر است.
حال بعضي از طبقهبنديها صرفاً كثرت مفاهيم را «موضوع» بررسي قرار ميدهند و بين مفاهيم «نسبت» برقرار نميكنند و مفاهيم را مستقل ميبينند. كه حاصل كارشان, جمع آوري اطلاعات در قالب فرهنگنامهها و دائرهالمعارفها است و تنها موضوعات اطلاعات را به صورت تاريخي و الفبايي طبقهبندي مينمايند.
ادامه... |
|
| ● از نسبيت گرايي مادي تا نسبيت گرايي الهي |
| مدرنيته و تنزل منزلت انساني
بحث تنزّل منزلت انسان و غروب معنويت و افول اخلاق و همه شئون مربوط به ايمان اساسيترين نقد موجود بر مدرنيته و تجدّد است و اين غير از نقصهاي دروني مدرنيته است كه نتوانسته اتوپياي مورد نظرخود را بسازد. در نقدهاي دروني مدرنيته گفته ميشود تجدّد هنوز نتوانسته رنجهاي كهن بشريت را درمان كند، امّا اين اشكال جوهري و اساسي نيست و صرفاً بدين جهت است كه بستر آن نقد اساسي فراهم شود. نقد موجود اين است كه چون آزادي و امنّيت تحقق نيافته است پس مدرنيته مقبول نيست و يا اصولاً تأمين آزادي و امنيت جز در ساية توجّه به خداي متعال حاصل نميشود؛ امّا آيا ميتوان، مدرنيته را از منظري ديگر نقد و بررسي نمود؟ اميد است اين مقاله، پاسخ مناسبي به اين پرسش باشد. ادامه... |
|
| ● معرفي ضرورتهاي توسعه فرهنگ انقلاب اسلامي و دستاوردهاي دفتر فرهنگستان علوم اسلامي |
| قابل ترديد نيست كه ظرفيت گسترش انقلاب اسلامي, وابسته است به «رشد نفرت اجتماعي نسبت به نظام استكباري» از يك سو و اميد به تحقق« عدالت اجتماعي اسلامي» از سوي ديگر همان گونه كه قابل ترديد نيست كه مأيوس شدن ملتهاي مظلوم و تحت ستم از «دستيابي به عدالت اجتماعي» پيامدي به جز پذيرش نظام استكباري در پي نخواهد داشت.
به همين دليل است كه «عدالت اجتماعي» در مرتبهي عيني شدن, وابستگي تمام به وجود «فلسفهي شدن» دارد و «عدالت آرماني التزامي», در صورتي كه با «فلسفه شدن عيني» هماهنگ نباشد قابليت تحقق عيني نخواهد داشت.
بنابراين همان طوري كه تحقق سياسي وابستگي به اختيار اجتماعي دارد، تحقق اجتماعي «عدالت اسلامي» نيز به چگونگي فهم اجتماعي وابسته است.
«فلسفه شدن» نه تنها نظام تحقق را در يك زمان عهدهدار است, بلكه طرح قاعدهمند انتقال از يك مرحلهي تكاملي به مرحلهي بعدي تكاملي را نيز عهده دارد. ادامه... |
|
| |
| قبلي بعدي |
|
|